دختر پسرهای لنگرودی

 

افسانه عجیب مرک یزدگرد

از حالات این پادشاه که یکى از کارهاى او بناء شهر یزد میباشد اطلاعات ما خیلى کم است. وفات وى چنانکه فردوسى حکایت میکند در نزدیکى دریاچه سوار یاسو محل صید سمور آبى قریب بشهر نیشاپور رویداده که اکنون معروف بچشمه سبز و بطور افسانه در قلب کوههاى نیشاپور واقع است و بر طبق این حکایت اسب سفیدى داراى دست و پاى ریز و کفل گرد شبیه بگورخر از دریاچه نامبرده بیرون آمد و شاه بگرفتن آن فرمان داد ولى…..

هیچکس موفق باینکار نگردید، آخر الامر خود شاه زینى برداشته بنزدیک اسب رفت و او آرام گرفته ابدا شرارتى از وى بروز نکرد، حتى شاه وقتیکه زین بر پشت وى نهاد و تنگش را محکم بست این جانور مهیب و شریر هیچ تکان نخورد بلکه محکم بر جاى خود ایستاده بود ولى همینکه بعقب وى رفت یکدفعه او بجنبش آمده مانند رعد بناى غرش را گذاشت و با هردو پا و سمهائى که مثل سنگ سخت بود چنان بشاه نواخت که سرش با تاج کیانى بخاک افتاد و اسب بعد از این بدریاچه رفته اثرى از او معلوم نشد.

جانشینى بهرام گور بقهر و غلبه ۴۲۰ م‏

بعد از مرگ یزدگرد اول بزرگان ایران در نظر داشتند که هر دو فرزند او بهرام و شاپور را از سلطنت ایران محروم بدارند. بهرام را براى اینکه در میان اعراب صحرا نشوونما یافته بود قابل سلطنت نمیدانستند و دیگریرا ببهانه اینکه ارمنستان را رها کرده بفکر تاج و تخت افتاده است شایسته اینمقام نمیدیدند، ولى بهرام که داراى شخصیت و مردى بود نیروئى از اعراب بر بزرگان و نجباى کشور فایق آمده و آنان را بدون خوف از جنگ داخلى مطیع و رام نمود. بنابر افسانه‏هاى ایران، بهرام تاج را مابین دو شیر ژیان نهاده و بمدعى خودش خسرو که پسر عم وى و از طرف نجباى مملکت انتخاب شده بود پیشنهاد کرد که هرکس تاج را از بین این دو حیوان درنده ربود سلطنت از آن او باشد خسرو امتناع نموده و بهرام با جرئت و جسارتى که در تمام دوره حیاتش مشهود بود براى تصرف آن کوشش نموده و بالاخره مظفر و کامیاب گردید.

______________________________
(۱)- مراد آریوس اسکندریه بوده است که در ۳۳۶ میلادى درگذشت. وى منکر الوهیت مسیح بوده است. (مترجم)

تاریخ ایران    متن‏ج‏۱    ۵۸۹     افسانه عجیب مرک یزدگرد ….. ص : ۵۸۹

Make a Free Website with Yola.