دختر پسرهای لنگرودی

زندگي نامه ي شهدي لنگرودي



محمد شهدی نژاد لنگرودی معروف به (شهدی لنگرودی) به سال ۱۳۰۹ خورشیدی در شهر لنگرود به دنیا آمد.


در قالب غزل، خوش قریحه بود. " شباهنگ " دیوان اشعار فارسی وی می‌باشد که در فروردین ماه ۱۳۳۸ خورشیدی با مقدمهٔ استاد امیری فیروزکوهی انتشار یافت.


شهدی لنگرودی علاوه بر اشعار فارسی، در سرودن ترانه‌های گیلکی، ذوق شرساری داشت. او در مهر ماه ۱۳۳۶ خورشیدی، دفتر " ترانه‌های گیلکی " به اتفاق محمود پاینده لنگرودی و ناصر فرهادیان انتشار داد.


شهدی لنگرودی در دی ماه ۱۳۷۱ خورشیدی، در سن ۶۲ سالگی در زادگاهش لنگرود درگذشت.

یک دوبیتی گیلکی از شهدی لنگرودی:


بمانی، دختر گیلان


بمانی دسته دسبندوئنه بئینین


بمانی گردنه مرجونه بئینین


تلمبار نوغونه خال بنابو


بمانی دختر گیلانه بئینین

 



 


فرزین فخر یاسری
Farzin fakhr yaseri photo.JPG
فرزین فخر یاسری
نامفرزین فخر یاسری
زادهٔ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۳
لنگرودگیلان، ایران


فرزین فخر یاسری در ۲۲ اردیبهشت سال ۱۳۳۳ در شهرلنگرود به دنیا آمده ولی تا دوران جوانی در روستای دیارجان واقع در منطقه کوهستانی دیلمان بزرگ شده‌است.

والدینش از خانواده‌های فئودال بودند که در پس سالهای ۱۳۴۲ به بعد به ورطه ورشکستگی رسیدند. در سال ۱۳۵۳ دیپلم ادبی گرفته و در مراحلی در دانشگاه‌های هنری پذیرفته گردید ولی به علت تنگدستی نتوانست به ادامه تحصیل بپردازد و بنابر عشق و علاقه‌ای که به کار هنر به ویژه نقاشی داشت به خود آموزی پرداخت. هرچند در دوره‌هایی کوتاه مدت زیر نظر استاد کرامتیان و مراد داداشی هم مشغول به کار آموزش گردید.

از سال ۱۳۶۵ الی ۱۳۷۵ به صورت نیمه حرفه‌ای و آماتوری به کار کپی برداری و آموختن پرداخت اما از سال ۱۳۷۵ به بعد به صورت حرفه‌ای کار می‌نمود و در سبک‌ها و قالب‌های مختلف به تشکیل نمایشگاه‌های گروهی می‌پرداخت که هم اکنون نیز به دو روشسورئالیسم و تزیینی به ادامه کار می‌پردازد.

وی صاحب دو فرزند یکی دختر "گلینا" و دیگری پسر "فیروز" است.




 متولد 1335 در شهرستان لنگرود از استان گیلان است. تحصیلات دانشگاهی او در رشته زبان انگلیسی بوده و از سال 1359 فراگیری خوشنویسی را زیر نظر استادانش آقایان اکبر ساعتچی، کیخسرو خروش و غلامرضا مشعشعی آغاز کرد.


 از سال 1363پس از اخذ مدرک ممتاز خوشنویسی از انجمن خوشنویسان، تا کنون به کار تدریس خوشنویسی مشغول است. ده ها نمایشگاه انفرادی در شهرهای لنگرود، لاهیجان، رشت و تهران بر پا نموده و در ده ها نمایشگاه جمعی در شهرهای مذکور و همچنین در سایر نقاط ایران همچون شیراز و اصفهان شرکت جسته است. 

وی تا کنون موفق به تربیت ده ها خوشنویس شده که در حال حاضر هر یک از آن ها خود به درجه ممتاز خوشنویسی نایل شده و مشغول تدریس این هنر هستند.  (خط و رنگ) تنها وبلاگ رسمی ستار خواجه تاش است 

ايشان هم اكنود آموزشگاه خوشنويسي در شهر لنگرود دارند و به آموزش نوجويان هنر مشغولند.


 محمود پاینده لنگرودی شاعر و مؤلف

 

او در سال ۱۳۱۰ در لنگرود متولد شد و به گیلکی و فارسی اشعار جالبی سروده است. وی کتاب مثل‌ها و اصطلاحات گیل و دیلم و فرهنگ فارسی به گیلکی گیل و دیلم را تالیف نموده و «خونینه‌های تاریخ دارالمرز» را گردآوری و تنظیم نموده است. شعرهای معروف وی لیله‌کوه و «یه شو بشوم روخونه» است.

این شاعر محقق لنگرودی آثار فراوانی در زمینه‌های گوناگون ادبی و هنری دارد که بدین قرار است: 

1) گل عصیان (مجهوعه اشعار فارسی). 

2) مثلها و اصطلاحات گیل و دیلم.

3) خونینه‌های تاریخ دارالمرز، گیلان و مازندران.

4) گیلان در شعر شاعران.

5) فرهنگ گیل و دیلم 

وی شعر بلند (یه شو بوشئوم روخئونه) را در سال 1338 ه.ش سروده، که در سال 1358 ه.ش به چاپ رسیده او در این منظومه بگویش گیلکی، از صداقت مردمان لنگرود و بی ریایی و مهربانی آنان سروده است .




 هنرمند امروز بايد به رسالت هنري خودش عاشقانه عمل كند و فقط عشق و ايثار و گذشت مي تواند كارهاي هنري را حركت دهد


 مصاحبه با حسن صادق دقيقي 

 نمايش نامه نويس و كارگردان تاتر



 

طبق رسم معمول مصاحبه مختصري از زندگي و فعاليت هنريتان را بيان بفرمائيد؟

اهل لنگرودم . متولد 10 شهريور 1338 از خانواده اي متوسط و با سواد، در محله ي انزلي محله به دنيا آمدم ، در مدارس صديق علم پهلوي سابق ،مدرسه خيام ، مدرسه مهدوي و مدرسه ي اسلامي دوران تحصيل خود را گذراندم و دانشگاه را در رشت رشته ي مديريت برنامه ريزي آموزشي طي كردم.

در سال 1355 وارد ارتش شدم و در دوران انقلاب به جريان انقلاب پيوستم . و بعد از طي دوران مبارزه در سال 1368 و 1369 وارد دانشگاه شدم . 

اولين نمايشنامه ام را در سال 1354 نوشتم با نام دائم الخمر و همون سال اجرا شد و در شهرستان نمايش نامه منتخب شناخته شد . در سالهاي 1357 و 1358 در نمايشنامه هاي خياباني شركت داشتم و بعد از يك دوره در حركت هاي نمايشي ام  ركودي بوجود آمد و در سالهاي 1369 و 1370 با بازي در نمايشنامه ي آرش كمانگر به كارگرداني مرحوم مسعود كحالي مقدم وارد دوره ي جديد هنر نمايشي شدم.

و پس از آن بازي در كلبه ي تاريكي به كارگرداني مقدم و در سالهاي بعد شروع دوباره به نمايش نامه نويسي كردم كه اولين آن خانه ي ابدي كه موفقيت زيادي را كسب كرد و تحولي را در تئاتر لنگرود بوجود آورد و در همان سالها اجرا شد در تنها آمفي تئاتر لنگرود كه در كتابخانه ي عمومي فرهنگ و ارشاد واقع بود.

و بعد از آن نمايشنامه انتظار( كه به عنوان اولين نمايشنامه از شهرستان لنگرود در چهاردهمين جشنواره ي فجر انتخاب شد)  ، نمايشنامه ي ماهي  ، خارگل ، آواز سروش ، مويه بر عشق و در كل 30 نمايشنامه كه 8 تاي آن را در 2 مجموعه با عناوين مويه بر عشق و اسير بند مخالف به چاپ رساندم. حاصل كارهايم 19 ديپلم افتخار و يك تجليل نامه برايم بود. 

كار آخرينم نمايشنامه ي خياباني عابر مطرب كه در لاهيجان در جشنواره ي زندان استان گيلان اجرا كردم و نمايشنامه ي شوركات هستم كه به بررسي معضلات اجتماعي مي پردازد.

در فعاليت هنريتان به چه اهدافي مي انديشيد؟

نه نيكان را بد افتادست هرگز     

    نه بد كردار را فرجام نيكو

بدان رفتند و نيكان هم نمانند     

   555555چه ماند؟نام زشت و نام نيكو

هدف هر انسان مربود به شرايت زندگيش ميباشد براي آزادي انديشه و جامعه اي پويا.

چه انديشه و فلسفه اي را در كارتان براي ارتقاع  جامعه دنبال ميكنيد؟

جامعه به دنبال راه حل مشكلات خود است و از آنجايي كه رو به مدرنيته مي رود احساس نياز مي كند به يك سري از پارامتر هايي كه از دست داده البته به شكل مدرن خودش از قبيل حفظ روابط ماقبل مدرنيته و بر انگيختن حس احترام و نياز هاي رواني و كلا نياز هايي كه زير سوال مي روند و نيازهايي كه براي برآورده شدنش با بنبست هاي متعدد مواجه اند و هنر مند دخالتي متفكرانه مي كند تا حركتي بوجود آورد 


در هنرتان چه سبكي را دنبال مي كنيد و دليل اين انتخاب چيست؟

سبك اكسپرسيون و يا به تصوير كشيدن تخيل و ذهنيت انسان ها  ، هر چند در سبك هاي ديگر هم كار مي كنم . علت اين انتخاب اين است كه اذهان مردم متلاطم و مشوش است و درونگرا و اين سبك درونيات مردم را به تصوير ميكشد.

رويكرد مردم به تئاتر چگونه است؟

رويكرد مردم روز به روز كمتر و كمتر  مي شود . تئاتر لنگرود 70 سال قدمت دارد كه امروزه مردم نمي توانند تفاوت ها را احساس كنند ،مردم درگير مشكلات مالي خود مي باشند و براي به حركت در آوردن مردم بايد كاري كرد كارستان كه نياز به نبوغ دارد تا مردم  منتظر حادثه هنري و فرهنگي باشند.


با كداميك از اساتيد اين هنر و جوانان شهر فعاليت داشته ايد ؟


دوستاني كه در لنگرود با آنها همكاري داشتم آقاي صفاريان ، آقاي عابديني ، آقاي زكي پور ، آقاي سحيل حسني و  آقاي مقدم بودند و جواناني كه وارد اين عرصه شده اند   آقاي جوشني ، آقاي بهادري و محمد امين و ... مي باشند 

براي مردمي شدن تئاتر چه كارهايي را لازم مي بينيد ؟

براي مردمي شدن تئاتر دو راه حل وجود دارد دولتي و خصوصي . اگر قرار است تئاتر خصوصي و حرفه اي شود بايد كاملا قيد و بند هاي بروكراتيك و بروكراسي هاي اداري و نظارت هاي غير ضروري از روي تئاتر برداشته و كليه ي هنرمندان تئاتر تحت پوشش مالي دولت قرار گيرند

 دولت بايد سالن هاي تئاتر مختلف تاسيس كند و ديد خود را وسيع تر كند و انتقاد پذير باشد و تحت تاثير تئاتر بين المللي تا حدودي كار كند  براي مردمي شدن زبان مردمي را بايد آموخت.     

با تشكر از قبول دعوتمان جهت مصاحبه ، اميدواريم در آينده شاهد ادامه ي فعاليت هاي  هنري تان باشيم.

مصاحبه کننده کاوه اکباتان

Make a Free Website with Yola.